پسرخاله، دختر خاله

نوشته شده توسط امین در ۱۷ خرداد ۱۳۹۴

پایین کشیدن آسون ِ
بالا کشیدن ِ که پدر آدم رو در میاره و وجود میخواد

بدون دیدگاه دسته‌بندی : تضاد

Playing by the rules

نوشته شده توسط امین در ۱۶ تیر ۱۳۹۱

I don’t want to talk

About things we’ve gone through

Though it’s hurting me

Now it’s history

I’ve played all my cards

And that’s what you’ve done too

Nothing more to say

No more ace to play

The winner takes it all

The loser standing small

Beside the victory

That’s her destiny

I was in your arms

Thinking I belonged there

I figured it made sense

Building me a fence

Building me a home

Thinking I’d be strong there

But I was a fool

Playing by the rules

  ادامه مطلب …

یک دیدگاه دسته‌بندی : شعر

آموخته ام که

نوشته شده توسط امین در ۲۷ دی ۱۳۹۰

دانشگاه تنها چیزی رو که خوب یادم داد این بود که
لازم نیست درست بازی کنی
تنها کافی ِ که نتیجه ی خوبی بگیری

آخی…‏

نوشته شده توسط امین در ۱۹ دی ۱۳۹۰

نیوزلتر یه سایت رو آنسابسکرایب کردم
پیغام داده:
از اینکه ما رو ترک میکنید بسیار ناراحت هستیم، و هرگز خودمان را نخواهیم بخشید (!) ، امیدواریم بتوانیم خدماتمان را آنقدر بهبود ببخشیم که شما مجددا به جمع ما بپیوندید

میخواستم بگم:

یه ذره یاد بگیریم؟ ها؟

مسافر

نوشته شده توسط امین در ۲ آذر ۱۳۹۰

فک کن راه خودت رو عوض کنی

یه راه دیگه رو بری

به خاطر یکی

بعد از یه مدت بگه من رسیدم

روشو اونوری کنه و بره…‏

نوشته شده توسط امین در ۱۳ شهریور ۱۳۹۰

سه سال اونجا کار کردم

و فهمیدم

بشاشین توی هرچی احترام و شناخت و آدم خوبی بودن ِ

کار با این چیزا پیش نمیره

سه ماه هم اینجا کار کردم

و فهمیدم

بشاشین توی هرچی دوستی و خیرخواهی ِ

من ِ بدبینی که تاحالا سعی میکردم بدترین حالت ها رو پیش بینی کنم و براشون فکر کنم، زیادی خوش بین بودم

پیش بینی و برنامه ریزی باید همیشه بر اساس بدترین حالت ِ بدترین حالت ها باشه، چیزی به نام آپتیمیستیک وجود خارجی نداره

کار روی خیرخواهی و شعور دیگران جلو نخواهد رفت

بخشش

نوشته شده توسط امین در ۱ مرداد ۱۳۹۰

متأسفانه اغلب

آدما نمی بخشن ، فراموش میکنن

اینو به پای شعور بالاشون نذارین،

به پای ذهن کم حافظه شون بذارین