یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

دیالوگ: راه

دی ۱۴ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در تضاد | دیالوگ - (۸ دیدگاه)

– چرا ما سقوط می کنیم؟

+ تا یاد بگیریم خودمون رو بکشیم بالا…
——
خشم ِ غیر قابل مهار، اندوه رو خفه می کنه

تا اینکه خاطره ی اونی که خیلی دوستش داشتی تبدیل به سم تو رگهات میشه

و یه روز به جایی میرسی که آرزو می کنی کاش کسی که دوستش داشتی هرگز وجود نداشت… تا بتونی از دردت رها بشی
——
+ کار داره سخت تر میشه…

– نمی تونی به تنهایی دنیا رو عوض کنی

+ راه دیگه ای دارم؟
——
توی اعماقت ممکنه هنوز همون بچه ای باشی که قبلا بودی،

ولی تو اون چیزی نیستی که درونته

کاری که میکنی شخصیتت رو نشون میده

یه طرفه

دی ۳ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در تضاد | مینیمال - (بدون دیدگاه)

حاجی زندگی دور برگردون نداره…