یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

‏۶۹۳ – دیالوگ

اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در دیالوگ | وردپرس - (بدون دیدگاه)

هرچی آدم های بیشتری رو دوست داشته باشی‏،‏

آدم ضعیف تری می شی

براشون کارهایی رو می کنی که نباید بکنی

کارهای احمقانه می کنی تا خوشحالشون کنی

تا امنیتشون رو حفظ کنی…‏

—–

سخته وقتی رو سر یه سگ تاج میذاری

بعدش بهش افسار بزنی

‏۶۹۲ – دیالوگ

اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در دیالوگ | مینیمال - (بدون دیدگاه)

ما فقط دو چیز در مردم میبینیم:

چیزهایی که خودمون میخوایم ببینیم

و چیزهایی که اونها میخوان بهمون نشون بِدن

شهر سایه ها

اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در آهنگ | عکس | وردپرس - (۳ دیدگاه)

هیچ چیز فاصله‌ی بین‌ آدم‌ها را بهبود نمی‌بخشد…

آدم‌های شهر سایه‌ها، شبیه به ما هستند. به ما که در کنار هم و دور از همیم…

برداشتی از نوشته ی نازنین طباطبایی یزدی

عکس از‏Alexey Titarenko

گوش بدین

‏‏The Best Pessimist – Love Is… – 2012

شورت

اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در مینیمال | وردپرس - (بدون دیدگاه)

یه ایمیل برام فرستاده در مورد شورت (احتمالن از این متن های دست به دست شده ی اینترنتی)‏

حالا بماند که خودش آدم حسابیه و لااقل ۱۵ سالی از من بزرگتره و اینکه متنه از شورت به شعور و تفکر و اعتقادات رسیده و اینا

اما یه جمله ای توش بود که مهم بود. عمیق بود! به خیلی چیزا و خیلی جاها میشه گسترشش داد. اینکه:

بعضی شورت ها بیشتر از اینکه بپوشانند، تأکید می کنند!

زبان شیرین و سرخ پارسی و سر سبز

اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در روزنگار | مینیمال | وردپرس - (بدون دیدگاه)

اگر قرار باشه هر بار که آدم از یه ضرب المثل استفاده میکنه به یکی بر بخوره، پس ضرب المثل ها به چه دردی میخورن؟؟