دیالوگ

نوشته شده توسط امین در ۲۷ مرداد ۱۳۹۰

+ خانم ها و آقایون ؛ بهتون اطمینان میدم

مهم نیست بقیه چه قولهایی میدن

وقتی سربزنگاه میرسه

هیچکدومشون اونجا نیستن …

———

– تو جز نشستن هیچ کاری نکردی

تو تنبل و احمقی

فکر می کنی خدا به خاطر حماقتت بهت رحم می کنه؟

خدا آدمای احمق رو نجات نمیده

———

+ تو حسودی؟ حسادت می کنی؟

من یه حس رقابت دارم

نمیخوام هیچکس دیگه موفق بشه

از بیشتر افراد متنفرم

یه وقتایی میشه که به آدم ها نگاه می کنم و چیزی که ارزش دوست داشتن داشته باشه پیدا نمی کنم

میخوام به قدر کافی پول درآرم ، که بتونم از همه کناره بگیرم

من چیزای خیلی بدی در مردم می بینم . سالها این نفرت رو ساختم

ذره به ذره

۳ دیدگاه دسته‌بندی : دیالوگ, وردپرس

۳ دیدگاه برای “دیالوگ”

  1. سعید گفت:

    “میخوام به قدر کافی پول درآرم ، که بتونم از همه کناره بگیرم”
    توی این راه
    میشی یکی مث همون مردم
    و یکی دیگه هست که ازت متنفره
    یکی عین الان خودت…

    • امین گفت:

      اولن این دیالوگ ِ فیلمه. همونطور که نوشتم
      ثانین به تخـمم
      باقی مردم هم به تـخمم

      • سعید گفت:

        نظر مردم شاید مهم نباشه
        اما مسئله اینه که تو میشی آدمی که یه روزی ازش متنفر بودی
        یعنی آدم برای نجات خودش گند میزنه به خودش
        نگو نه، تقریبا هرکی واسه پول- فقط واسه پول- تلاش کرده همین شده

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.