دیالوگ

نوشته شده توسط امین در 19 آگوست 2011

+ تو حرفام رو باور نمیکنی …‏

– میخوام کمکت کنم

+ چطوری؟

چطور میتونی وقتی باورم نداری؟

دیالوگ

نوشته شده توسط امین در 18 آگوست 2011

+ خانم ها و آقایون ؛ بهتون اطمینان میدم

مهم نیست بقیه چه قولهایی میدن

وقتی سربزنگاه میرسه

هیچکدومشون اونجا نیستن …

———

– تو جز نشستن هیچ کاری نکردی

تو تنبل و احمقی

فکر می کنی خدا به خاطر حماقتت بهت رحم می کنه؟

خدا آدمای احمق رو نجات نمیده

———

+ تو حسودی؟ حسادت می کنی؟

من یه حس رقابت دارم

نمیخوام هیچکس دیگه موفق بشه

از بیشتر افراد متنفرم

یه وقتایی میشه که به آدم ها نگاه می کنم و چیزی که ارزش دوست داشتن داشته باشه پیدا نمی کنم

میخوام به قدر کافی پول درآرم ، که بتونم از همه کناره بگیرم

من چیزای خیلی بدی در مردم می بینم . سالها این نفرت رو ساختم

ذره به ذره

۳ دیدگاه دسته‌بندی : دیالوگ, وردپرس

۶۱۶

نوشته شده توسط امین در 5 آگوست 2011

آدما گاهی میخوان اون چیزی که دوست دارن رو بشنون

هرچند که دروغ باشه

و این خیلی مسخره ست

حقیقت تلخ

نوشته شده توسط امین در 25 جولای 2011

هیچ دوستی قدر پروپرانول مفید نیست

بخشش

نوشته شده توسط امین در 23 جولای 2011

متأسفانه اغلب

آدما نمی بخشن ، فراموش میکنن

اینو به پای شعور بالاشون نذارین،

به پای ذهن کم حافظه شون بذارین