دیالوگ

نوشته شده توسط امین در 30 می 2011

– کیم ، از اینکه اونا بهت پشت کردن ناراحتی؟

+ نه ، اتفاقأ خیلی هم خوشحالم

اگه من دارم یه سگ ِ وحشی رو تربیت میکنم و اون گازم بگیره

اونموقع میفهمم که من خیلی خوب تربیتش کردم

۱۳ دیدگاه برای “دیالوگ”

  1. Asiyeh گفت:

    چطوری دوست جون جون دلمون پوکید کجایی

    • امین گفت:

      :)
      همین دور و برها
      چیکار کنم خب؟
      توی ریدر و بلاگم که هستم
      بیرون هم حتا اگه من هم اراده ی رفتن داشته باشم، شماها نمیاین

  2. Asiyeh گفت:

    اخی نیست شما خیلی پایه بودین :|

  3. ندارم گفت:

    manam bebarid

  4. Asiyeh گفت:

    همچینی می گه یهویی انگاری می خواد بیاد چی کار کنه و چه چیزی بگه خوب پس فردا :دی

  5. رهگذر گفت:

    چرا واقعن؟هر وبلاگی رو که من شروع به خوندنش می کنم تعطیل یا شبه تعطیل میشه

    راجع به پست هم فک کنم کیم کلی ناراحته به روی خودش نمیاره!

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.