یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

۶۰۸

خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | وردپرس - (۲ دیدگاه)

۹۰/۳/۳۰

دیالوگ

خرداد ۹ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در دیالوگ | وردپرس - (۱۳ دیدگاه)

– کیم ، از اینکه اونا بهت پشت کردن ناراحتی؟

+ نه ، اتفاقأ خیلی هم خوشحالم

اگه من دارم یه سگ ِ وحشی رو تربیت میکنم و اون گازم بگیره

اونموقع میفهمم که من خیلی خوب تربیتش کردم

۶۰۶

خرداد ۸ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در مینیمال | وردپرس - (۲ دیدگاه)

آدما ارزش ارزشمند بودن رو نمی فهمن

عاشق!‏

خرداد ۷ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در روزنگار | وردپرس - (۳ دیدگاه)

یک – نشسته یه گوشه. میگم: چته تو؟! میگه: حالم خوب نیست

یکی از بچه ها میگه: شکست عشقی خورده

دو – ۲-۳ هفته پیش

منو برداشته برده پارک دانشجو تا باهام حرف بزنه! حدود دو ساعت و نیم توی گوشش یاسین خوندم

هر ۴ – ۵ هفته یه بار تصمیم میگیره که با یکی از دخترای دانشکده باشه! و وقتی نمیشه، دچار همین وضعیت امروزش میشه

سه – میگم: به این نمیگن شکست عشقی، میگن پریـود! و میذارم میرم…

۶۰۴

خرداد ۶ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در مینیمال | وردپرس - (۲ دیدگاه)

کاری نداشته باش که دیگران کی َ ن چی َن کجا َن

ببین خودت تا حالا چه گهی خوردی؟؟

۶۰۳

خرداد ۵ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در مینیمال | وردپرس - (۲ دیدگاه)

گاهی آدم از جنگیدن خسته میشه
تنهایی جنگیدن سخته…‏

badbye

خرداد ۴ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در مینیمال | وردپرس - (یک دیدگاه)

حواستون به خداحافظی ها باشه

خداحافظی ها خطرناکن…‏

من و دیوار

خرداد ۳ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در مینیمال | وردپرس - (بدون دیدگاه)

اون اواخر یه بار بهش گفتم: فلانی این روندت رو عوض کن. دیر میشه ها…

جواب داد: چی دیر میشه؟

:|       ‏

۶۰۰

خرداد ۱ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در مینیمال | وردپرس - (یک دیدگاه)

فرهاد کوه رو کند و سربلند پیش شیرین برگشت

اما فهمید شیرین از مجنون حامله ست