یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

شب دراز است و

دی ۱ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب

هیچوقت یادم نمیره. از اون ابراز محبت های واقعن دوستانه بود!

شب یلدای ۴ سال پیش. اس ام اس زد: دراز ترین شب سال تو کـونـت!

چند وقت بعد رفتارش عوض شد. بی دلیل. غیب شد… ازش خواستم بگه چی شده. نگفت. خواستم برم در خونشون و دلیلش رو بدونم. گفت نیا

سعیم رو کردم ولی نخواست. چند بار که بیرون همو دیدیم، سلام کردم و جواب سلامم رو نداد

بی خیالش شدم…

حدود سه سال ازش بی خبر بودم تا اینکه یه روز اس ام اس فرستاد که: حلالم کن

دوستیم دوباره. هرچند…

شب یلدای امسال؛ از خیلی ها بی خبرم…

 

آدم می جنگه؛ ولی وقتی به جایی رسید که مطمئن شد طرف ارزشش رو نداره – جایی که تا اونجایی که بشه سعی میکنم بهش نرسم – اونجاست که میگه ……ـش! مهم نیست…

بی خیال میشه…

 

پ ن: البته

راست میگن

درد، درد است

راست گفتن. درد رو از هر طرف که بخونی درده

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۲ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.