یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

افطاری

مرداد ۳۰ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۴۷ دیدگاه)

مهمون نعمته

اما آدم رو از بقیه نعمت ها میندازه!

احتمالن یه چیزیه مثه زن

یه روز خوب میاد…‏

مرداد ۲۴ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۱۶ دیدگاه)

یه روز یه ملتی بودن

که همه چیز براشون آرزو بود

همه چیز براشون آرزو شده بود…

مرداد ۲۴ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۲۹ دیدگاه)

میگن هدایت نعمته

میگن ولایت نعمته

میگن فهم و درک نعمته

.

میگن ماهی تا وقتی که توی آب ِ قدر آب رو نمیدونه

.

میگن شنیدن کی بود مانند دیدن

.

میگن …

پ ن : داغون!

نارنجی تر

مرداد ۲۳ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۹ دیدگاه)

خدایا مردیم از این همه خوشی…

پ ن : ولی انصافن شکرت

نارنجی

مرداد ۲۲ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۱۲ دیدگاه)

حس مزخرف غروب آخرین روز تابستون رو دارم

همون غروب لعنتی ای که آخرین باره

و فردای لعنتیش باید دوباره شروع میکردی

ترس و اضطراب و نفرت و خستگی و بغض و تنهایی و خستگی و احساس بطالت و از دست دادن فرصت ها و …

مرداد ۱۲ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۴۵ دیدگاه)

مامانم رفته بیرون و خونه نیست

برنج رو گذاشته ، که خودمون دم کنیم لابد

خورشت رو از یخچال در میارم و به خواهرم میگم: بلدی برنج دم کنی؟ بعد از چند بار پرسیدن میگه نه و تمام. دیالوگ دیگه ای نداره

خورشت رو میذارم توی یخچال و ول میکنم میرم

چند دقیقه بعد که برمیگردم توی آشپرخونه، میبینم یه ذره لوبیا پلو از توی یخچال پیدا کرده و برای خودش گذاشته که گرم بشه

بدون هیچ حرف یا سؤالی

اینم از دخترای این دوران!

حالا خوبه بادمجونای خورشت رو هم من پوست کنده بودم و سرخ کرده بودم دیروز

مرداد ۱۱ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | وردپرس - (۷ دیدگاه)

بیا

مرداد ۴ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۴ دیدگاه)

کلی از همسایه های برج جمع شدن پایین

یه سری صندلی چیدن توی حیاط

یه عده هم دم در به ماشینای عبوری شیرینی و شربت میدن

چه دلی دارن

ماهم یه روزی اینجوری بودیم

هه

پ. ن. : ظاهرن امشب قرار گذاشتن ساعت ۱۱ دعای فرج بخونن. اونقدرا سخت نیست! اگه هزار و یک جور فلسفه برای نخوندنش نمی بافین، التماس دعا

آدمایی که ما هستیم

مرداد ۲ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۶ دیدگاه)

گاهی بهترین راه برای عالی به ثمر رسوندن یه کار

اینه که

تصمیم بگیری انجامش ندی!

جبر

مرداد ۲ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۴ دیدگاه)

مسئله این نیست که بین بد و بدتر انتخاب میکنی
یا خوب و بهتر یا خوب و بد
مسئله اینه که آدم گاهی دلش نمیخواد انتخاب بکنه