یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

عکس

تیر ۲۹ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۶ دیدگاه)

اینو توی گوگل ریدر (گودر!) شر کرده بودم. دیدم حیفه! اینجاهم آوردمش

یه جورایی همه ی زندگیمون و هرروز زندگیمون شده شبیه این

پ. ن. : ولی قشنگه ها! :دی

مشکلات زندگی

تیر ۲۸ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۶ دیدگاه)

یعنی کاری سخت تر از درآوردن کیف پول از جیب عقبت وقتی یه خانم بغل دستت نشسته توی تاکسی هست؟

پ. ن. : مشکل که یکی دوتا نیست!!

The Aviator (2004)

تیر ۲۶ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۴ دیدگاه)

– Heard you were wooing Ginger Rogers.
What about that?

+ She’s just a friend.

– Men can’t be friends with women.
They must possess them
or leave them be.

+ It’s a primitive urge from caveman days.
It’s all in Darwin.

– Hunt the flesh, kill the flesh, eat the flesh.
That’s the male s e x all over.

+ Excuse me?

چینشش درست نشد. به درستی خودتون ببخشین!

این روند تکراری زندگی

تیر ۲۵ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۱۲ دیدگاه)

بازهم امتحانات و کلی کار که به تعطیلات ارجاعشون میدی

باز تعطیلات و آدمی که حس انجام هیچ کاری رو نداره

عبور

تیر ۲۳ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | وردپرس - (۸ دیدگاه)

اولش درد داره

تیر ۲۲ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۷ دیدگاه)

تنها چیزی که از اول تا آخرش درد داره زندگیه؛ اونم فقط اگه بخوای خیر سرت آدم وار زندگی کنی

بقیه ی چیزا فقط اولشون درد داره

دکتر

تیر ۲۲ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۷ دیدگاه)

پزشکی که مرگ آدما براش عادی شده

نباید پزشک باقی بمونه

باید بره مرده شور بشه…

مصائب قرن ۲۱

تیر ۲۰ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۹ دیدگاه)

به خودم قول دادم ازین به بعد هر مزخرفی که توی نت به چشمم میخوره رو سیو نکنم

چون هردفعه که میخوام ویندوز بریزم همینجوری دهنم سرویس میشه!

حالا من موندم و ۹۰۰ و اندی گیگ هارد پر که خودمم نمیدونم چیه! :(( کسی هارد خالی داره؟؟

Fade To Black

تیر ۱۸ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در آهنگ | عکس | وردپرس - (۸ دیدگاه)

By: Olivier Valsecchi

Magyar Posse – whirlpool of terror and tension

تیر ۱۴ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۱۱ دیدگاه)

برای اونایی که رفتن

برای اونایی که موندن

پ. ن. : ندارد

ماشین

تیر ۱۰ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۳۱ دیدگاه)

اونموقع ها وقتی میومدم توی اینترنت؛  تم بلاگ طرف رو میدیدم، حسش میکردم، میچرخیدم، جاهای مختلف سرک میکشیدم … یه حس زندگی داشت. ماشینی نبود. از روی عادت نبود

الآن فایرفاکس رو که باز میکنم، گوگل ریدر و توییتر و داشبورد وبلاگم و ایمیل هام رو باز میکنم و تمام. نهایتن فیس بوک و یه سایت عکس

اونموقع ها خودم رو ملزم میدونستم که با یه نفر چت کنم. حرف یه دوست رو بشنوم، بهش توجه کنم. اما بعد یاد گرفتم که نه، میشه با ۳ و ۴ و ۵ نفر هم همزمان چت کرد. جوری که حتا گاهی متوجه هم نشن

اونموقع ها تا کسی آن میشد بهش سلام میکردم، موقع رفتن هم از هرکی بود خداحافظی میکردم، اما به مرور از بقیه یاد گرفتم که نه، نیازی نیست، یا حتا دلیلی نداره

اونموقع ها…

بیشتر زندگی میکردم

بیشتر آدم بودم

شما چطور؟؟

حریم

تیر ۸ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۲۱ دیدگاه)

تنها جایی که میتونی از داشتن حریم خصوصی مطمئن باشی

توی دستشویی و حمامه

اونم وقتی که در رو از تو قفل کردی

امتحان

تیر ۴ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۲۵ دیدگاه)

گاهی آدم توی بعضی از امتحانا با رضایت کامل مردود میشه

خودش میخواد که رد بشه،

هرچند این چیزی از غلط بودن کارش کم نمیکنه،

توجیهی برای رد شدن نمیشه،

ارزش قبول شدن رو کم نمیکنه

پ. ن. : ولی خب…

Why

تیر ۳ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | وردپرس - (۳۵ دیدگاه)

پ. ن. : واضحه دیگه؟ همکاری من و خیار چنبر و فلفل دلمه!

پ. ن. : بیخیال دستای ما بشین جون بچتون!! :دی

بعد از چند روز فـیلــتر بودن

تیر ۲ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۸ دیدگاه)

لعنت به همه ی اونایی که فقط تخم نفرت میکارن

بی دلیل

بی هدف

بی نتیجه