یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

بابا

خرداد ۸ام, ۱۳۸۹ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس

گاهی فرصت ها هستن، که دیگه جبران نمیشن. درسته که وقت و زمان میره و قابل جبران نیست،

اما فرصت هایی هستن که دیگه نمیشه اون موقعیتی که توشون بود رو تکرار کرد، بیشتر از باقی وقت ها و زمان ها غیر قابل جبران هستن

امروز قبل از تولد گرفتن برای بابام، درست همون موقعی که مامانم داشت کیک رو میاورد، با بابام بحثم شد. بحث که نه ، در حد ۳-۴ جمله

و از خونه زدم بیرون، اومدم اینجا، کتابخونه؛ و الآن هم دارم این رو می نویسم

می نویسم که یادم نره، یادمون نره

افرادی رو که امروز ها هستن و فرداها نخواهند بود

فرصت هایی رو که سوزوندیم، می سوزونیم و خواهیم سوزاند

کاری ندارم چرا و به چه دلیل ، حق یا نا حق ، درست یا غلط

اما ای کاش هیچ وقت بعضی از چیزها اتفاق نمی افتادن

۸۹/۳/۷ – ۱۹:۴ – تولدت مبارک

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۲۱ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.