منجی

نوشته شده توسط امین در ۲ خرداد ۱۳۸۹

و خدا انقدر صبر کرد که همه ی آدما

اکثر حیوونا

و نصف بیشتر گیاها به گــا رفتن

بعد خدا منجیش رو فرستاد

و چنتا حشره ی باقی مونده و بقیه ی گیاها نجات پیدا کردن

و از اون به بعد ، دنیا برای همیشه با خوبی و خوشی ادامه پیدا کرد…

۲۷ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

۲۷ دیدگاه برای “منجی”

  1. امید گفت:

    پسر تو چرا اینقدر اعصابت خورده؟!حالا خورده، خوب چرا داری همرو میزنی؟!سوسک میشیا!!!

  2. سرور گفت:

    :)))))
    بی تربیت بد اخلاق

  3. آزاده گفت:

    صبر کردن در عین دیدن کار همه ی ماست. به خدا فقط نمیشه نسیت داد. مگه ما خودمون چه غلطی می کنیم در عین اینکه به عینه می بینیم داره چه اتفاقی می افته!

  4. unique گفت:

    یه ذره دیر شده بود فقط فکر کنم

  5. سعید گفت:

    روت زیاده
    توقع بی جا داری(م)

  6. امید گفت:

    راستی!از نشونی که داده بودی ما اطاعت امر کردیم
    باقیش با خودته مرد
    ببین!بچه ها هم همه با اعتراضت به شخص خداوند رحمان(نام خانوادگیشون نیستا!صفته) اعتراض کردن و به همین مناسبت، یک روز تحصن درب وبلاگتون برنامه ریزی کردیم!دوستان طوماری هم آماده کردن که امضا خواهد شد و به قاضی مربوطه ارجا خواهد شد!بیانیه هم من میارم برا آخرش
    باشد که رستگار شوی!:)

  7. مریم بانو گفت:

    :))

    خیلی خری بشر
    عاشقتم

  8. امید گفت:

    مریم بانو با تو بودنا!دقت کردی که!بعد بگو کامنتم الکیه!

  9. مندوش گفت:

    مطمئنی؟
    ۲ بار بپرسش.
    مطمئنی انقدر صبر می کنه؟
    مطمئنی اساسا منجی رو می فرسته؟

  10. 2nya گفت:

    به منجی اعتقاد داری تو؟

  11. امید گفت:

    این وسطم فقط من ارزش جواب دادن نداشتم دیگه!
    مارو باش! چقدر برای این کامنتا زحمت کشیدم!:(

  12. موبد گفت:

    طبق معمول
    لابد یه حکمتی تو کار بوده

  13. محمد گفت:

    خیلی باحالی

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.