نوشته شده توسط امین در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

By: Ehsan Iran Nejad

چند روزیه بک گراند ِ دسکتاپمه …

اول فقط خوشم اومد، اما الآن حس میکنم فوق العادست… :(

۲۷ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

معلم

نوشته شده توسط امین در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

من بعد از ۳ سال معلمی و کارکردن توی مدرسه ، به شما میگم که

بهترین وسیله ی کمک آموزشی ، خط کش فلزی ِ

و خوش دست ترین نوعش هم مدل ۳۰ سانتیشه

۲۴ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

لعنتی

نوشته شده توسط امین در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

گاهی یه چیزهای لعنتی ای هستن که باعث میشن آدم نظرش در مورد لعنتی بودن بعضی چیزها عوض بشه

۵ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

۴۰۰

نوشته شده توسط امین در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

Angel

By: Salih Güler

۳ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

۳۹۷

نوشته شده توسط امین در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

خ
س
ت
گ
ی
؟

۷ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

۳۹۷

نوشته شده توسط امین در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹

ب
ر
ز
خ

۶ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

۳۹۷

نوشته شده توسط امین در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹

الف
شین
کاف …

۱۸ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

کتاب

نوشته شده توسط امین در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹

لذتی در خریدن کتاب هست

که در خوندنش نیست!

۱۴ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

۳۹۵

نوشته شده توسط امین در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

By: Rudolf Kartelin

۸ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

۳۹۴

نوشته شده توسط امین در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

By: Gallego Caldas Jordi

۲ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

یه روزی تو بهار ۸۹

نوشته شده توسط امین در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹

اومدم که برم ؛

موندم …

۱۵ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

آدم

نوشته شده توسط امین در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

با استاد مبانی برق دعوام شده و کلاس رو بیخیال شدم و از کلاس زدم بیرون ( و انصافن هم حق با من بود و خیلی جلوی خودم رو گرفتم که یقه ش رو نگیرم )

یکی از بچه ها قیافم رو میبینه و میگه چی شده ، براش توضیح میدم

نگاهم میکنه و میگه فرصت خوبیه برای ۲۰ گرفتن! یه جعبه شیرینی بخر و باهاش رفیق شو و ۲۰ رو بگیر…

بهش میگم: برای ۲۰ حاضری هر کاری بکنی و هر چیزی رو تحمل کنی؟

با صدای بلند میگه: آره!

۲۳ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

۳۹۲

نوشته شده توسط امین در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

همه چیز از اینجا شروع شد…

۷ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

One Last Goodbye

نوشته شده توسط امین در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

How I needed you
How I grieve now you’re gone
In my dreams I see you
I awake so alone

I know you didn’t want to leave
Your heart yearned to stay
But the strength I always loved in you
Finally gave way

Somehow I knew you would leave me this way
Somehow I knew you could never, never stay
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
And my being

In my dreams I can see you
I can tell you how I feel
In my dreams I can hold you
And it feels so real

I still feel the pain
I still feel your love
I still feel the pain
I still feel your love

And somehow I knew you could never, never stay
And somehow I knew you would leave me
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
Oh I wish, I wish you could have stayed

۲۲ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

جواب هم میده

نوشته شده توسط امین در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

لا یُکَلِّفُ اللَّـهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّـهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا

خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی‌کند؛ و خداوند بزودی بعد از سختیها آسانی قرار می‌دهد

سوره طلاق – آیه ۷

۱۴ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

فاصله

نوشته شده توسط امین در ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹

یه روز دو نفر بودن

که بعد ِ یه مدت یه نفر شدن

اما بین خط اول و دوم یه عالمه فاصله بود

۹ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

:| :?

نوشته شده توسط امین در ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹

یکی یه کسی براش یه کس دیگست

و به خاطر همین که همون یکی براش یه کس دیگست یه جورایی بهش محبت میکنه

این خوبه؟

۴ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

و

نوشته شده توسط امین در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

۵ دیدگاه دسته‌بندی : عکس, وردپرس

عکاسی – ولگردی

نوشته شده توسط امین در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

در همین راستا

هرکس میاد ، پنجشنبه ساعت ۵ و ۱۰ دقیقه –  جردن – کوچه نیلوفر

۸ دیدگاه دسته‌بندی : علی الحساب

with or without you

نوشته شده توسط امین در ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

دلم یه آینه میخواد

که بغلش کنم

۱۵ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس