یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

کشور من

بهمن ۲۲ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | وردپرس

۱٫ در کشور من استفاده از آنــتـی فـیلــر و پروکــسـی سرور و ویــ پـی ان و غیره جرم است

۲٫ در کشور من جیمیل قابل دسترسی نیست و فــیلـتر شده است

۳٫ در کشور من هزاران و میلیونها نفر از ایمیل استفاده میکنند و به آن نیاز دارند

۱+۲+۳ >> ??

در کشور من از افراد می خواهند که به جای استفاده از ۷٫۵ گیگابایت فضا و امنیت و راحتی کاربری جیمیل، از ایمیل ملی استفاده کنند

در کشور من میخواهند همه چیز را ملی کنند

در کشور من میخواهند دوباره از اختراع چرخ و کشف آتش شروع کنند!!

در کشور من اصولن بقیه عده ای موجود بی شعورند

در کشور من

فقط من!

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۳۵ پاسخ

  • بهانه says:

    یعنی اگه جیمیل درست نشه من یک خودمو خط میندازم!!

  • unique says:

    اوم…
    آره دیگه !
    خیلی دلتم بخواد.
    ما خوشبختیم

  • پرناز says:

    کشورم رو دوس دارم
    آبادش میکنم

    همیشه گفتم
    هنوزم سرش هستم
    مهم نیس چقدر ویران باشه

  • مانليا says:

    تو کشور من کاری جز قهوه ای کردن نیست….
    شغل خوبیه فقط یکم تمرکز می خواد

  • موبد says:

    لامصب با همه ی این حرفا
    بازم خاستنیه
    :D

  • صابر says:

    چند وقت دیگه سیستم سریع اطلاع رسانی(چاپار)
    برای هموطنان عزیز به دست بعضیها راه اندازی میشود:دی
    کشور من کشوریست که با همه ی این دردسرها دوستش دارم.فقط کشورم و نه چیز دیگر.

  • مرسی خوب بود / هم کشورمون محشره هم خودمون !

  • شادافسرده says:

    خودت می دونی که هرچی باشه ایرانه لامصب…ایران، ایرون نه ها…ایران

  • مریم says:

    هر چند همه ی پستت اون جمله ی آخرت بود که من شدیدا قبولش دارم ولی تازگیا همش “تو” و “اون”.سر خرابکاری که میشه فقط میندازن/یم گردن اون یکی.همه ش هم که خرابکاریه.so من بی من.همه چی جبر اختیاریه!!!!
    اونا که گند زدن.ماها هم در آینده نمی دونیم از کجاش شروع کنیم که دست بهش زدیم فرو نریزه…..

  • خیلی خوبه که هنوز هستن کسایی که می گن این توالت عمومی ای که توشیمو دوس دارن.
    خیلی خوبه که یه عده هنوز “دوباره می شاژمت وطن” کامنت می ذارن.
    خیلی بده که حس می کنم خیلیاشون نمی دونن چی دارن می گن و چرا می گن و رو چه حساب می گن.
    خلاصه خیلی کشور خوبیه.
    خیلی بده که من توش گیرم.

    • پرناز says:

      هانس عزیز! چرا فکر میکنی کسی که بگه”دوباره میشاژمت وطن” ممکنه ندونه چی میگه یا چرا میگه و رو چه حسابی میگه؟!
      چرا نباید جایی که توش بزرگ شدی رو دوست نداشته باشی جایی که مردمش همزبونتن هم فرهنگ و هم دینتن…اصلا جدای از همه اینا اگه کلا مملکت خرابه به درد نمیخوره مگه ملت های قدیم مثل زمان کورش کبیر یهو از وسط آسمون اقتادن زمین؟ خودشون خواستن بشن اون ملتی که الانم تمدنشون باعث افتخار ماست غیر از این نیست که ” خداوند حوال و سرنوشتِ‌هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آن که خودشان، تغییر کنن” اصلا همه این حرف ها که کلی دیگه هم دلم میخواد ادامه اش بگم اما حوصله تایپ کردنشو ندارم و غیره و غیره به کنار!

      فرض کن من آدمی هستم که تا ده نسل بعد و ده نسل قبلم نه وسعش رو دارم نه مجالش رو که از ایران برم واسه چی میخوای همین زندگی رو کوفتم کنی با این حرف های اینجا مزخرفه اینجا فلانه و اینجا به درد نمیخوره!

      پ.ن:زیاد کامنت با سرو ته نیست اما همینه که هست!

      • در جواب قسمت اول ارجاعت می دم به کامنتای خودت و مشابهاش. قبول کنی یا نه از شعار و احساس صرف بیشتر نیس.
        دو اینکه من دلیل ندارم، من دارم می بینم. من نه برداشتی از وضعیت مملکت – چه درست چه غلط- می بینم بین این آدما نه راه حل و روش. فقط همه می سازن مملکتو!همین جوری. به این نمی گن تغییر و خواست تغییر پرناز جان. خدا این جور ملتی رو ت*مشم حساب نمی کنه جسارتاً. کو حرکت؟
        آخریشم که اینکه من نگم تو خودت نمی فهمی اینجا ریده وضعش؟ من می گم می فهمی و کوفتت می شه بعد؟ انقد یعنی؟

        • پرناز says:

          خب چرا از رو احساسه؟ به خاطر این نیست که فکر میکنی وقتی هیچ حرکتی انجام نشه فقط شعاره؟ و به خاطر این نیست که اون حرکتی که تو ذهنه تو هست ملاکته؟
          اول باید بگی سازندگی یا همون “میشاژمت وطن” برای تو چی تعریف میشه و برای یکی مثل من چی؟

          راستش به نظرم این درد ایران مزخرف درد بی دردیه باید خیلی اسوده باشم که دردم دموکراسی و فیل.تر و حرف های دیگه باشه نمیگم که بده نه خیلی هم خوبه اما این نشون میده که احتمالا جزء قشر مرفه هستم که دردی ندارم و متاسفانه از این کشور هم متنفرم و در اولین فرصت هم میخوام ترکش کنم و بد تر از اون اینه که اگه قرار باشه کسی یه تکونی به اینجا بده همین منم نه یک آدمی که خودش داره تو بدبختی دست و پا میزنه….اره شاید سخت باشه یا حتی زمان زیادی ببره اما شعار نیست از نظر من.

          حالا جدای از این متاسفانه تو این دنیای امروز هر کجای این عرصه پهناور بری برچسب ایرانی بودن روت هست…منکرش نمیشه ید که قشر پذیرایی پیدا نمیشه خارج از ایران که از حضورت استقبال کنه همونجوری که ما از افغات ها یا سایر مهاجرین استقبال نمیکنیم

          در ضمن!
          اگه من میدونم اینجا مزخرفه لازم نیس هی به روم بیاری همونجوری که میگن خودش میدونه تو نمیخواد هی بگی!

          • نه به خاطر این نیس. چون از نظر من مشکلات این مملکت راه حل نداره. یعنی نشدنیه. یعنی نمی ذارن بشه. من شانسمو تو راهایی که فک می کردم نتیجه می ده امتحان کردم دیدم وضع مزخرف تر از این حرفاس.الان دیگه راهی به ذهنم نمی رسه. دلیل حرفم اینه که از شما ها یا فکر و حرکتی نمی بینم یا اگه می بینم اونقد ساده و دم دستیه که اگه قرار بود کار مملکت با این چیزا را بیفته تا الان اینجوری نمی موند که من و تو درستش کنیم. حالا اصن دعوا نداره که، شما راه حل بفرما. بازارچه خیریه؟ کمپین ایدز؟ طرح معلم عشق؟ ایناس راه حلات؟

            من مرفه بی دردی که از این کشور ناامید شدم و متنفرم و می خوام تو اولین فرصت ازش بزنم بیرون بخوامم نمی تونم واسه اونی که داره تو بدبختی دست و پا می زنه اما هر جوری شده “حماسه ی ۹ دی” رو خلق می کنه کاری کنم! فک نمی کنم بتونم. فک نمی کنم توام بتونی. می تونی بسم الله. اما بگو چجوری.

            بعد پس توام جزو اون دسته ای هستی که ترجیح می دی از خودی تو سری بخوری تا از غریبه، آره؟ الان احساس می کنی اینجا با عزت و احترام داری زندگی می کنی، نه؟ به هر حال به نظر من اینکه به ۴ تا خارجی زبون نفهم حالی کنی که من ایرانی “پیس فول” و “فرندلی” ای هستم و همه ی مردمم هم شبیه اینایی که تو تلوزیون می بینین نیستن خیلی راحت تر از اینه که به این ملت بفهمونی دارن مث بربرا زندگی می کنن و باید یه تکونی بخورن.
            قربون دست و پای بلوریش برم خوبه؟

            • پرناز says:

              منظورت از مشکلات مملکتی که نشد یعنی نذاشتن درست شه و تو هم هر راهی به ذهنت رسید انجام دادی دقیقن چیه؟ دولت و ادماش؟ تو که منو میشناسی اصلن تو فاز این حرف ها نبودم چقدر این اتفاقات برام تاثیر گذار بود؟ آره رو خط فکریم اثر داشت اما کجای زندگیم این خط رو پیاده میکنم به جز اینکه یه موضوعی واسه بحثام باشه خودمم نمیدونم! میخوام بگم این وضع از اولشم معلوم بود با این کارا درست نمیشه منظورم “درست شدنه” نه “عوض شدن”!-کاری که با یه همچین حرکت های بزرگی درست نشه معلومه که باید از اول ساحته بشه میشه همون حرکت های ساده و به قول تو سطحی
              اینام که گفتی راه حل نیست همون حرکتس،مثل تدریس وقتی بری به یه مشت بچه بی سواد که قراره یه بخشی از جامعه ات رو بسازن درس بدی و روشون تاثیر گدار باشی چیز سطحیه؟ بماند که اینا میتونن همون حماسه افرینان ۹ دی باشن

              نه من از خودی تو سری نمیخورم وقتی میگم میسازمت وطن ! من دلم میخواد همین انرژی رو بذارم واسه اینکه به هموطنام بفهمونم این که اینا میگن نیست نگو زبون نفهمی یک ژن و مربوط به ملیته! که اگه اینا نفهمن حارجیش صد مرتبه بدتر نملفهمه

            • پرناز says:

              من نمیخوام نظرم رو تحمبل کنم(چقدرم تو تحمیل پذیری!×فقط نظرمه

          • امین says:

            فکر میکنی میشه درستش کرد؟
            فکر میکنی هنور هم میشه درستش کرد؟
            اصن فکر میکنی تو این روزگار میشه جایی رو درست کرد؟ تو به عنوان یه مادر (دختر) حتا اگه بتونی بچه َت رو درست کنی و خوب تربیتش کنی، زیادی هم کار کردی
            روزگار درست کردن گذشته رفیق!

      • امین says:

        این که اوج ِت رو تو ذهن داشته باشی، الگو بگیری، تکرار کنی … خوبه
        اما اینکه با خاطرش زندگی کنی افتضاحه!

        چی ِ یه کشور میتونی ارزشمند باشه؟ خاکش؟ خاک ارزشی داره؟!
        چرا آدم باید به یه جا پایبند باشه؟
        فکر نمیکنم به خاطر خاکش یا صرفن هم زبونی و اینا باشه
        نه؟!

        • پرناز says:

          بذار اینجوری بگم حال و هوای این زندگی رو دوست دارم این نظر منه انتظار ندارم همه مثل من فکر کنن
          اتفاقن به خاطر همینه !!اما چرا برای یک اوج زندگی کردن افتضاحه؟ مگه چیزه دیگه ای هست زندگی رو معنا بده-منظورم اینه همهه بالاخره برای یک هدفی زندگی میکنن اینم یه نوعشه

  • پرناز says:

    بار اول آیه رو نصفه نوشتم
    امین اگه خواستی اولی رو پاک کن



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.