یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

عزادار نما

آذر ۳۰ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۵۳ دیدگاه)

تا دیروز یه تار مو هیچ جاش پیدا نمیشد

امروز به جای صورت یه تپه ریش داره

تا دیروز صدای ساسی مانکن و اندی از ضبط ماشینش قطع نمیشد

امروز صدای حسین حسین ِ ضبطش از وقتی میرسه سر کوچه شنیده میشه

تا دیروز دختر بلند میکرد

امروز عـَلـَم بلند میکنه

آذر ۳۰ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۱۲ دیدگاه)

همین روزهاست که منو از محل کارم پرت کنن بیرون!

طرف وایساده میگه: منتظری همون وقت مرد که امام پرتش کرد بیرون…

میگه ما همونموقع عکس هاش رو آتیش زدیم، مثل الآن که عکس های کروبی و خاتمی رو…

اون یکی میگه دیدار ما با شما روز قیامت، باشه تا ائمه قضاوت کنن…

من هم که قرار نبود وایسم نگاهشون کنم و …!

صادق ( که کماکان چفیه َش رو دوششه ) اومد و بوسم کرد و گفت: امین جان تو داشتی میرفتی خونه

—————-

بچه ها قرار گذاشتن ظاهرن. هرکس میتونه سه شنبه ساعت ۳ بیاد بریم بیرون تو کامنت ها خبر بده

آذر ۲۹ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۶ دیدگاه)

Join Me – Gregorian

نشسته بودم کف حمام. آب از بالا میریخت روی سرم. به اون صحنه از کنستانتین فکر میکردم که کیانو ریوز رگهاش رو میزنه تا شیطون رو ملاقات کنه

———–

عکس کار خودم نیست، کار مریمه

آذر ۲۷ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۳۰ دیدگاه)

هی خدا

آدما از دوست داشتن درد میکشن

تو چی؟

آذر ۲۴ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۱۱ دیدگاه)

sunset

دلم…

آرزو

آذر ۲۳ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۲۵ دیدگاه)

همه چیز خوب است…

تو شاه بشو نیستی

آذر ۲۲ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۲۱ دیدگاه)

یادش بخیر! اوایل اولین دور ریاست جمهوری احمدی نژاد بود. مادر بزرگ مرحومم ( که اونموقع اوایل آلزایمرش بود ) وقتی احمدی نژاد رو توی تلویزیون دید،

گفت: این شاه بشو نیست!

———————

انقدر این صدا و سیما خزعبلات نشون داد که آخرسر ماهم پاچه ننه بابامون رو گرفتیم، که تقصیر شماست و شماها ریدین به مملکت!!

بعدش خودم هم ناراحت شدم، اما اعصاب نمیذارن که

———————

دولت آمریکا میخواست خودزنی کنه دوتا برج n طبقه و چند هزار نفر رو فرستاد هوا

دیگه چنتا عکس رو پاره کردن که کاری نداره (فقط نیاز به کمبود یا عدم شرف داره!)

× و ×

و این و این

گذر…

آذر ۱۸ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در آهنگ | عکس | وردپرس - (۴۰ دیدگاه)

خوبیش اینه که میگذره و التیام می بخشه

بدیش اینه که میگذره و نمیشه جلوش رو گرفت

میگذره و فراموشی میاره

میگذره و فاصله میندازه

میگذره و دوری میاره

Secret Garden – Sanctuary

————

از اون آهنگ هایی ِ که پیشنهاد میکنم همه دانلود کنن.

آذر ۱۷ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در آهنگ | وردپرس - (۱۵ دیدگاه)

Enigma – Gravity of Love

قر و قاطی

آذر ۱۳ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۴۰ دیدگاه)

نوشته بودم

این روز ها بدلیجات بیشتر از اصل ِ شون طرفدار دارن

این روزا همه چیز تقلبی شده

این روزا همه چیز مصنوعی شده، تکراری شده

حتا درخت های کاج!

اما بعد یادم افتاد که همه چیز نه، هنوز هم یه چیزایی هستن که اصل و واقعی هستن

مثل دوستی ها و دوست داشتن ها

(البته نه همشون!)

————

چتر ها را باید بست / جور دیگر باید دید

این دیالوگ رو امروز از تلویزیون شنیدم!!

————

درباره الی رو امروز دیدم، جای چنتا از آهنگ های آپوکالیپتیکا روی فیلم خالی بود

به شدت!

————

چرا باید یه مانتو پشتش زیپ داشته باشه؟! دلیلی داره جز …؟!!

این از مشاهداتم توی خیابون بود!

————

تفاهم رو باید پیدا کرد؟

باید بدست آورد؟

یا باید ساخت؟

————

طرف نوشته بود

به ۲۰۱۲ امیداور باش بلکه راحت شدیم همه

————

این دوتا رو هم ببینید

+ +

————

هر دوستی را که دوران سختی نصیبت ساخته نیک نگاه دار. امام علی (ع)

آب رفتن

آذر ۹ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب - (۸ دیدگاه)

نگاه میکنم به لیست دوستانم

که هرروز داره کوتاه و کوتاه تر میشه…

———-

شرمنده، حوصله ی توضیح ندارم

راستی عذاب وجدانی که توی پست قبلی گفتم، اصلن به محتوای اون پست ربطی نداشت

آذر ۷ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۱۰ دیدگاه)

جمعه عصر، شبکه دو داشت یه فیلم نسبتن بیخود میداد که اسمش رو هم درست یادم نیست

اما این جملش یادم موند

این چه مسلمونی ایه که هر روز داره ما رو از هم دورتر میکنه…

———–

نسبت به این پستم احساس عذاب وجدان دارم، نمیدونم چرا حتا کامنت هاش رو هم نخوندم. بریم سراغش

آذر ۶ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۱۸ دیدگاه)

دلم برای دلتنگ بودن تنگ شده

گزارش نمایشگاه الکامپ ۲۰۰۹

آذر ۳ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۳۹ دیدگاه)

ـ دو ساعت از شروع رسمی نمایشگاه الکامپ ۲۰۰۹ ، مهترین نمایشگاه کامپیوتر ایران (!) گذشته بود، اما غرفه دار ها کماکان مشغول نصب وسایل و پاک کردن شیشه و در آوردن لپ تاپ و مانیتور از جعبه بودند

ـ ظاهرن از برگزار کردن ِ نمایشگاه فقط غرفه دار کردن ِ دختر های خوشگلش رو بلدیم

و از بازدید کردن نمایشگاه از غرفه ها شکلات پیچوندن و اشانتیون و کیسه و ساک دستی گرفتنش رو

ـ افراد داخل غرفه ی مربوط به مدیریت حوزه علمیه خواهران ، همگی مرد بودند

ـ آقا چه لاسی میزدن این دختر و پسر های غرفه دار ، با همسایه هاشون توی غرفه های دیگه!!

ـ گاج یه مدل لپ تاپ توی نمایشگاه عرضه کرده بود

ـ در محوطه ی نمایشگاه الکامپ امسال حدود ۱۰ الی ۱۵ تا وایرلس لن (Wlan) وجود داشت و قابل پیدا کردن بود

اما تمامشون پسورد میخواستن

بجز شبکه ی بی سیم مبین نت و ایرانسل ، که وایرلس لن ِ مبین نت به خاطر سرعت پایین عملن قابل استفاده نبود و مال ایرانسل هم توی غرفه خودش قابل استفاده بود

پس در نتیجه وقت خودتون رو تلف نکنین و سعی نکنین که با موبایل به شبکه وایرلس الکامپ وصل بشید. در صورتی هم که مثل من خواستید هم یه استراحتی بکنید و هم گوشی موبایل خودتون رو آپدیت کنید، برید سراغ سالن  اختصاصی ایرانسل

ـ اسم شبکه ی وایرلس ایرانسل به شکل احمقانه ای D-link بود و اسم خودشون نبود

ـ وقتی از خانمی که مسئول بخش دوربین غرفه سونی بود ، در مورد آپدیت فرم ور دوربین پرسیدم حس کردم عملن داره سوت میزنه و اینا

ـ از اونجایی که توی ایران ما همیشه باید هرکاری رو از پایه شروع کنیم ، و از اختراع چرخ و کشف آتش دوباره مراحل رو شروع کنیم، با پرس و جو متوجه شدم که هرکدوم از بانک های ما تیم انفورماتیک خودشون رو دارند و به صورت مجزا امنیت شبکه ی خودشون رو تأمین میکنن. و اصولن شرکت هایی مثل وری ساین و غیره به درد نخور محسوب میشن!

حتا وقتی از مسئول انفورماتیک بانک ملی ایران پرسیدم که هر بانکی خودش دیتا سنتر داره؟ جواب داد که بله و دیتاسنتر ها داخل ایران هستن. و مسئله ای که پیش میاد اینه که استاندارد های ضد حریق و ضد زلزله و … بودن ، چندین متر زیر سطح زمین بودن، پدافند هوایی داشتن و غیره رو هم هر بانک برای خودش تأمین میکنه؟؟!

ـ همراه اول (لابد به خاطر رو کم کنی!) یک سالن رو به صورت اختصاصی در اختیار داشت

اما ایرانسل دو تا سالن گرفته بود :))   (لابد مخابرات فکر ِ اینجاش رو نکرده بوده!)

ـ دلم برای ایرانسل سوخت! مردم دسته دسته ساک های تبلیغاتی ایرانسل رو میگرفتن و بدون هیچ توجهی، تمام تبلیغات و کاغذ های توش رو میریختن دور! ۲-۳ نفریشون به من گفتن: فقط ساکش به دردمون میخوره

ـ مادیران یه تلویزیون ِ ۱۰۸ اینچ ( ۲۷۰ سانتی متر ) توی غرفه اش به نمایش گذاشته بود که قیمتش ۱۶۹ میلیون تومن بود

حساب کردم با حقوق حال حاضرم اگه بخوام بخرمش یه چیزی حدود ۵۰ سال باید پولم رو جمع کنم

ـ پیشرفته ترین تکنولوژی های موجود در نمایشگاه ، مربوط به صنعت چاپ و صنعت بتونه کاری بودند

که اولی روی ساک ها و کیسه های تبلیغاتی نمود پیدا کرده بود و دومی روی صورت دختر ها

– – – – –

بار علمی؟ سخت افزار؟ نرم افزار؟ محصول جدید؟

بیخیال بابا! شوخی نکنین!

اصولن هرچیزی که توی الکامپ ( و تقریبن همه نمایشگاه های کشور هایی مثل ایران ) وجود داره رو بیرون از نمایشگاه هم میشه پیدا کرد. اما خوبی نمایشگاه اینه که تا حدی یکجا و جمع و جوره

و اگه بختت هم بلند باشه، ممکنه بتونی چنتا غرفه دار با سواد و این کاره پیدا کنی، تا سؤال هات رو ازشون بپرسی

اما در کل: مهم همین دور هم بودن هاست!

————

این عکس ها هم مال امروز صبح ِ (۳/۹/۸۸) که رفته بودم پارک

پارک طالقانی ( جهان کودک )

love VS. like

آذر ۲ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در وردپرس - (۲۳ دیدگاه)

love

اونوقت ها وقتی معلم زبان میخواست تفاوت love و like رو بگه، میگفت لاو ۱۰۰% ِ و لایک و ۶۰%

اما هیچوقت کسی نتونست واقعن تفاوت عشق و محبت رو توضیح بده

یادمه توی کامنت های یکی از پست های مریم ، وقتی گفتم ازدواج نیاز به عشق نداره، فقط نیاز به علاقه داره و یه سری اشتراکات، تقریبن همه با من مخالفت کردن. اما

واقعن مرز بین علاقه (دوست داشتن) و عشق کجاست؟

چطور و کجاست که این دوتا از هم جدا میشن؟

چیه که یکی از این دوتا رو خاص و ویژه میکنه؟

وجه تمایزشون چیه؟

کدوم واقعی تر و پایدار تر و سازنده تره؟ …

———-

مرده ی این عکسیم که اینجا گذاشتم!!