حماقت

نوشته شده توسط امین در ۳۱ مرداد ۱۳۸۸

گاهی آدم دلش میخواد که کاش میتونست بعضی دروغ ها رو باور کنه

و گاهی کسایی بهت دروغ میگن که انتظارش رو نداری

یک دیدگاه دسته‌بندی : پرشین بلاگ

یک دیدگاه برای “حماقت”

  1. CM ha گفت:

    فاطمه وحدانی
    سلام اقا امین
    ممنون که به ماه مهربون سر زدی
    وبلاگت خیلی قشنگه
    طراحیش, مطالبش و ……
    خلاصه خیلی عالیه بهت تبریک میگم
    همیشه شاد باشی
    .
    .
    آیسان
    مرسی عزیز از حضور سبزت
    ولی من باهات موافق نیستم دیدن واقعیات زندگی اگر چه تلخ تو برداشتن قدمهای بعدی زنگی آدمو هشیارتر می کنه!
    شادوپایدار باشی
    .
    .
    سرور
    ما پشت سرتون یه یه عالمه آب ریختسم بری نخوای هم مجبوری برگردی
    .
    .
    سرور
    اغلب آم از جایی میخوره که فکرشم نمی کنه
    .
    .
    مریم بانو
    تیترت رو هم هستم اساسی
    در چنین مواقعی حماقت تنها حسی هست که بهم دست میده
    .
    .
    مریم بانو
    :)
    دروغ… اونم از کسی که انتظارش رو نداری…
    می فهممت رفیق… می فهممت…
    .
    .
    یگانه
    و بدتریم صدمه رو همین جا می خوری , وقتی از کسی دروغ می شنوی که بهش اعتماد داری !
    .
    با جمله ی اولتم خیلی موافقم ! واقعن کاش بعضی از دروغ ها راست بود و باور کردنی…می دونم یه نوع گول مالیدن اما بعضی وقتا بعضی از دروغ ها خیلی دوست داشتنین.
    .
    و در آخر اینم (-b .. دلیلشم خودت می دونی .. بعضی وقتا بعضی کاها هم…البته بستگی داره…اما هنوزم (-b .. ببینم چی می شه حالا !
    .
    .
    مانی
    سز نزدن اشکال نداره، ننوشتنته که اشکال داره. آدم ۲ تا لینک گودر از یکی داشته باشه، اون یکی رو هم دوست داشته باشه، اما از خوندنش محروم باشه، یه جوری دلش، اون ته دلش، می سوزه.

    این حسی که گفتی حس بدیه، اما شاید بشه براش یه مسکن در نظر گرفت، اینکه اگر به جای امروز سال دیگه می فهمیدی طرفت این مدلیه چی می شد.

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.