یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

Entry for 21.3.88

خرداد ۲۱ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏
امروز موقع برگشتن به خونه یه اتفاق خیلی خیلی کوچیک افتاد
اما حس کردم همین اتفاق کوچیک، خیلی مزه ی زندگی رو میده
حداقل مزه ی زندگی این چند وقت ِ اخیر رو
نزدیکای خونه بودم که دیدم یه سگ ِ نگهبان ـ که من هم میترسم نزدیکش بشم ـ داره از دست یه بچه ی ۳-۴ ساله فرار می کنه
رفتم تو این فکر که باید به این جریان خندید یا گریه کرد؟؟
به چشم یه کمدی بهش نگاه کرد یا یه ترا‍‍‍ژدی
بهتر بگم، از نگاه بچه هه ماجرا رو دید یا از نگاه سگه
.
.
.
باید جوش و خروش رو دید یا شور ِ بدون ِ شعور رو
باید موج سبز رو دید یا پرده دری ها رو
.
.
.
باید خندید یا گریه کرد
.
.
.
نمیدونم
اما متأسفم
می خندم
اما متأسفم
قصدم اصلن مقایسه یا توهین نیست، میدونم میفهمین چی میگم
دوتا آهنگ به پست قبلی اضافه کردم، از دستشون ندین

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۱۱ پاسخ

  • Neo says:

    این روزا دیگه نه کسی به آلودگی هوا فکر می کنه، نه فلسطین، نه ترافیک، نه آمریکا، نه گرونی، نه عراق، نه… ه
    و این بازی خوردن ملت ها به دست حکومت ها و دولت ها خیلی جالبه
    نمیخوام بگم بده یا اینکه به حکومت ها خُرده بگیرم
    اما این یعنی این موجود ِ دوپای ناطق ِ صاحب شعور
    اونقدرها هم صاحب شعور نیست، یا به عبارت دیگه شعورش خیلی دست خودش نیست
    این یعنی همونجوری که میشه با تبلیغ چیپس و پفک، مصرف اونها رو بالا برد و علاقمندی ایجاد کرد، میشه خیلی کارهای دیگه رو هم به همون شکل انجام داد
    و این قدرت ترسناکه ، خیلی خیلی ترسناک

  • Neo says:

    چهار سال بعد، همین روزها
    مردمی که ۴ سال پیش خسته شده بودن، بچه ی ۷-۸ ساله ای که ۴ سال پیش هنوز نتاوت آبنبات با رئیس جمهور رو نمیدونست، اما بر ضدش شعار میداد، دختری که میخواد با لباس زیر بیاد تو خیابون اما نمیتونه، دانشجویی که آزادی بیان و آزادی زبان رو یکی میدونه، … همه دم از خستگی می زنن
    و نتیجه اینکه یا مثل ۴سال پیششون میریزن تو خیابونا، یا مثه ۴ سال قبل تر از اون، کلن میزنن به فاز ِ بی خیالی

    این نتیجه ی افراط و تفریطه
    نتیجه ی دیدن تمام آمال و آرزوها در یک نفر
    نتیجه ی دنبال اَبَر قهرمان گشتن
    نمیخوام بگم شور و هیجان بده
    اما اینکه به نام دین و با حدیث نقل کردن، آبروی همدیگه رو میبرن بده
    اینکه به اسم انتخابات تو خیابونا بزن و بکوب راه میندازیم بده
    نکنه باز انقدر از یه نفر حمایت بدون تعقل کنیم، که هر بلایی میخواد به سرمون بیاره
    نکنه یه رنگ دیگه، یه فرد دیگه و یه جریان دیگه رو هم بسوزونیم، نکنه به خاطر افراط خودمون، ازش خسته بشیم

  • بارانی ِ دیوانه says:

    نگفتی نگفتی
    امروز گفتی

  • مريم بانو says:

    امین صبح به جای تخم مرغ تخم کفتر خوردی؟؟؟
    :D

    بچه ام یهو زبون باز کرده
    هااااااگ
    :D

    احتمالاً نتیجه دیدن پروفایل های دیروزی و اون بحث های انتخاباتی داغ بوده مگه نه؟
    :D

  • مريم بانو says:

    راستی امین الان ۲۲ خرداده نه ۲۲ بهمن
    :D

  • marya says:

    ras migi.baroon parishab yadete?hishki hal nadasht bere Broon… yadete goftam hishki hosele nadare?…khoda kone arzeshesho dashte bashe.emroo ba bache ha harf mizadim tahesh in shod ke hamine ke hast … be oonai ke mikhaim nemiresim,hadeaghal adami ke man didam,ba oon estedlalaye ajib vase ray dadan.vali hamine ke hast…20% ham beresim basemoone!
    in dafe fek konam bayad sare harfemoon vaisim ta be ghole to yeki Dge nasooze…hala har chi!tamoom shod!in moheme!
    az oon khodkara ke migoftan pak mishe ham yeki az doostam dide bood!20 min tool mikeshide ta pak beshe.axe doctor M roosh boode zaheran …hamin joori!:D

  • كچَـل ُ المُـلوك says:

    انسان دوپای ذی شعور بی شعور

  • ♠Silence Depth♠ says:

    فکر کنم ما با هم صحبت کردیم
    تورو نمی دونم اما همون موقع هم فکر کردم باهات هم عقیده ام
    الانم همون فکرو می کنم



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.