یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

G.A.

خرداد ۳۰ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در قدیمی | یاهو 360‏ - (۱۲ دیدگاه)
خب دیگه
از این به بعد همه ، از علما گرفته تا سیاسیون و بوش و اوباما و بقال سرکوچه و فاطی [رجبی ] و غیره اعلامیه خودشون رو به دست صدا و سیما میرسونن و البته صدا و سیما بدون جانب داری منعکس می کنشون
از در و دیوار تحلیل صحبت های آقای خامنه ای سرازیر میشه
شکایت های مردمی از تظاهرات و شلوغی به دست نیروی انتظامی میرسه
عده ای چندجای دیگه رو به آشوب می کشن که صدالبته سبز هستن
بعد نیروی انتظامی بدون سر و صدا مادرشون رو… چیز! خودشون رو دستگیر می کنه
تعدادی از صندوق ها باز شماری میشه و تذکراتی داده میشه
بعد همه از همدیگه راضی میشن
موسوی و کروبی و احمدی نژاد و رضایی باهم میرن سیزده به در
صدا و سیما چنتا فیلم شاد برامون میذاره
همه از وحدت و امام (ره) و جنگ و جبهه و حضور ملی و در صورت لزوم امام علی (ع) صحبت می کنن
بعد همه دور هم به بی بی سی و آمریکا و خواهر و مادرشون سلام میرسونیم
مخابرات هم میفهمه کی انگشتش رو کرده بود تو سوراخ رفت و آمد اس ام اس ها و مشکلات فنی طرف و انگشتش و اس ام اس رو حل می کنه
بعد دیگه… بازم بگم؟؟ انقدر ابلهی؟ انقدر ابلهیم؟
هنوزم معتقدم خیلی پیچیده تر از این حرف ها بود. اینکه فک کنیم حکومت میخواست بازیمون بده تا رأی جمع کنه هم منصفانه نیست به نظرم. راحت ترم بگم یه حرکتی شروع شد، و وقتی گرد و خاک بلند شد، همه دیدن خر تو خره و هرکی خواست سهم خودش رو بکنه. و نتیجه شد بازی ای که هیچکس نه برد و نه باخت
همه بردن … همه باختن

Entry for F!

خرداد ۲۶ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏ - (۹ دیدگاه)

Entry for me

خرداد ۲۶ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏ - (۳ دیدگاه)

Entry for now

خرداد ۲۶ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۲ دیدگاه)

Entry for 21.3.88

خرداد ۲۱ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏ - (۱۱ دیدگاه)
امروز موقع برگشتن به خونه یه اتفاق خیلی خیلی کوچیک افتاد
اما حس کردم همین اتفاق کوچیک، خیلی مزه ی زندگی رو میده
حداقل مزه ی زندگی این چند وقت ِ اخیر رو
نزدیکای خونه بودم که دیدم یه سگ ِ نگهبان ـ که من هم میترسم نزدیکش بشم ـ داره از دست یه بچه ی ۳-۴ ساله فرار می کنه
رفتم تو این فکر که باید به این جریان خندید یا گریه کرد؟؟
به چشم یه کمدی بهش نگاه کرد یا یه ترا‍‍‍ژدی
بهتر بگم، از نگاه بچه هه ماجرا رو دید یا از نگاه سگه
.
.
.
باید جوش و خروش رو دید یا شور ِ بدون ِ شعور رو
باید موج سبز رو دید یا پرده دری ها رو
.
.
.
باید خندید یا گریه کرد
.
.
.
نمیدونم
اما متأسفم
می خندم
اما متأسفم
قصدم اصلن مقایسه یا توهین نیست، میدونم میفهمین چی میگم
دوتا آهنگ به پست قبلی اضافه کردم، از دستشون ندین

f…l…y

خرداد ۱۷ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در آهنگ | عکس | یاهو 360‏ - (۹ دیدگاه)
جایی هست که پیاده رو پایان می یابد
و خیابانی هنوز آغاز نشده
آنجا سبزه هایی لطیف و نقره ای می روید
و خورشید با نور لاله گون می درخشد

بیا برویم از این دیار که در آن بادهای سیاه می وزد
خیابان های تیره و تار در هم پیچ می خورند
و از گودال ها گل های سیمانی می روید
برویم با گام های موزون و آرام
و ببینیم خط های سفید گچی رو به کجا دارد
و پیاده رو کجا پایان می یابد

ما با گام های موزون و آرام به جایی می رویم
که خط های سفید ِ گچی نشان می دهد
زیرا این علامت ها را بچه ها می گذارند
و بچه ها می دانند پیاده رو کجا پایان می یابد… ه

عکس: خونه ی طباطبایی ها – کاشان

Entry for June 05, 2009

خرداد ۱۴ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۱۴ دیدگاه)
جرج گفت: خدا چاق و قد کوتاهه

نیک گفت: نخیرم، لاغر و درازه

لن گفت: یه ریش سفید بلند داره

جان گفت: نه، صورتش سه تیغه اس

ویل گفت: سیاه پوسته

باب گفت: سفید پوسته

رز گفت: دختره

من خندیدم

و عکسی رو که خدا از خودش گرفته و برام فرستاده بود به هیچکدومشون نشون ندادم

Entry for June 02, 2009

خرداد ۱۱ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در آهنگ | یاهو 360‏ - (۵ دیدگاه)
خداوندا!
در این صبحگاهان
و در هر صبحگاه دیگر، تا زنده‌ام
عهد و پیمان و بیعتی را که با او بسته‌ام
تازه می‌کنم
من از این پیمان هیچ‌گاه سر برنمی‌تابم
و دست بر نمی‌دارم
خداوندا!
مرا از آنها ساز
که یاور و یار اویند
تلاشمندانه هوادار اویند
در فرمانبری به سویش می‌شتابند
به هر چه او می‌فرماید گردن می‌نهند
کیان او را پاس می‌دارند
در انجام خواست او پیشی می‌جویند
و پیش رویش جان می‌بازند
خداوندا!
اگر مرگ- این سرنوشت ناگزیر بایسته-
میان من و او دوری افکند.
مرا از خاک برانگیز
از آن سان که
کفن در بر کرده
شمشیر برکشیده
و نیزه برهنه ساخته
دعوت آن بیدارگر را که در شهر و هامون
ندا می زند
اجابت کنم

نه هنوز

خرداد ۸ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏ - (۱۲ دیدگاه)
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

فک کنم آقای شریعتی بو د که گفته بود دوست داشتن بهتر از عاشق بودنه
خوشحالم که آدمای زیادی هستن که دوسشون دارم، اما
هنوز انقدر خودخواه نیستم که عاشق کسی باشم… ه

یه سوال
به نظرتون هرچی دوستای آدم بیشتر بشن، محبتش به اونها کمتر میشه؟
به عبارت دیگه؛ آیا محبت آدم ها یه مقدار محدود ِِ و با داشتن دوستای بیشتر، سهم هرکدوم از دوست ها از محبت ِ آدم، کمتر میشه؟
عکس: همون کاشان که نیومدید
!

۸۸/۳/۶

خرداد ۶ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏ - (۱۲ دیدگاه)
بعضی اتفاقا هستن که باید بیفتن
بعضی کارها هم هست که باید انجامشون داد
چی و کی و کِی ِش مهمه، اما نه به اندازه ی خود اتفاق

یه نصیحت به خودم
سعی کن انقدر قوی بشی که سُر نخوری
نه اینکه از ترس، سفت بچسبی به جای فعلیت

پنجره مهم نیست، مهم پشت قابه

مرسی رفقا

Entry for May 25, 2009

خرداد ۴ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏ - (۷ دیدگاه)

cm dooni

خرداد ۲ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۳۲ دیدگاه)
از اونجا که تمام راههای ارتباطی (بدتر از وضع من و شما و مملکت و اینا!) تعطیل میباشد
تا اطلاع ثانوی میتونین سعی خودتون رو بکنین که به جای سی ام و پی ام و مسج و اس ام اس و ام ام اس و ایمیل و چاپار و کلن هرچیز دیگه ای، از کامنت های این پست استفاده کنین
بدیهی است عدم موفقیت شما تخصیر خود بی عرضتونه و هیچ مسئولیتی متوجه نگارنده نمیباشد! همین ولاغیر