یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

Entry for July 21, 2008

تیر ۳۱ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (یک دیدگاه)
Deleted…

Entry for July 21, 2008

تیر ۳۰ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در قدیمی | یاهو 360‏ - (یک دیدگاه)
دیشب شبکه سه لطف کرد و یه فیلم از خسرو شکیبایی نشون داد
اسمش فک کنم “بختک” بود

فک کنم آبروریزی ترین و مزخرف ترین فیلمش بود ، نمیدونم کدوم احمقی برای نمایش انتخابش کرده بود

هرچند از نبودنت ناراحتم ، اما
خوب شد زودتر مردی و نجات پیدا کردی

… او هم رفت

تیر ۲۸ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۱۰ دیدگاه)
او هم رفت …
خانه ی سبز رو هرگز فراموش نخواهم کرد …
صدای پای آب رو که اشعار سهراب با صدای خسرو شکیباییه حتمن گوش بدید
اینجا هم چند شعر با صدای گیرای او

فیلم هامون

موسیقی فیلم خواهران غریب

تیتراژ اول سریال خانه سبز

توضیحاتی درباره ی او
wikipedia
iranactor

خدایش بیامرزد – یادش ماندگار

(درسهایی برای زندگی (۳

تیر ۲۶ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۲ دیدگاه)

درس سوم

بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد… همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد، زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه… همسایه شون رابرت- پشت در ایستاده بود. تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان هزار دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین! بعد از چند لحظه تفکر ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و هزار دلار به زن پیتر میده و میره… زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید برگشت. پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود . پیتر گفت: خوبه، چیزی در مورد هزار دلاری که به من بدهکار بود نگفت؟ ا

نتیجه ی اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه ، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید ! ا

(درسهایی برای زندگی (۲

تیر ۲۶ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۴ دیدگاه)

درس دوم

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن ، چند دقیقه ی بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه … راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه … چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده … راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار! کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه … بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: « به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن … کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی» ! ا

نتیجه ی اخلاقی اینکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی! ا

Entry for July 15, 2008

تیر ۲۵ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۳ دیدگاه)
عین جمله ی رئیس جمهور
بچه ها چارتا موشک هوا کردن

چه میشه کرد؟! به هرحال فعلن رئیس جمهوره و به خاطر خودمون هم که شده باید احترامشو نگه داریم

asheghe yahoo am, mese aghaye ahmadi nejad ke baes mishe ghadre aghaye khatami ro befahmim, yahoo ham baese fahmidane ghadre google mishe!

(درسهایی برای زندگی (۱

تیر ۲۴ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۵ دیدگاه)

درس اول

یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم منشی می پره جلو و میگه: «اول من ، اول من! من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم» پوووف! منشی ناپدید میشه بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من ، حالا من! من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم» پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن!» ا

نتیجه اینکه : همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه ! ا

Sleep …

تیر ۲۲ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۳ دیدگاه)

گاهی اوقات نرسیدن بهتر از دیر رسیدنه ا

Sleep / The angels are watching you / And soon / Your dreams will come true ا

Entry for July 11, 2008

تیر ۲۱ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در آهنگ | یاهو 360‏ - (۲ دیدگاه)

دارن یه برجی می سازن / با ده هزارتا پنجره

میگن که قد برجشون / از آسمون بلند تره

برای ساختنش هزار / هزار درختُ سر زدن

پرنده های بی درخت / از این حوالی پر زدن

میگن که این برج بلند / باعث افتخار ماست

حیف که کسی نمیدونه / خونه ی افتخار کجاست

باعث افتخار تویی / دختر توی کار خونه

که چرخ زنده موندنو / دستای تو می چرخونه

باعث افتخار تویی / سوپور پیر ژنده پوش

نه این ستون سنگیه / لال بدون چشم و گوش

ستون آسمون خراش / سایتو ننداز رو سرم

تو شب بی ستاره هم / من از تو آفتابی ترم

* * * *

یه روز میاد که آدما / تورو به هم نشون بدن

به ارتفاعت لقب / سایه ی آسمون بدن

اما خودت خوب میدونی / پایه نداره آسمون

اون که زمینی نمیشه / با حرف پوچ این و اون

پس به ستم صدا نکن / نگو بلندترین منم

من واسه رسوا کردنت / حرف از درختا می زنم

درختای مرده هنوز / خواب پرنده می بینن

پرنده های بی درخت / رو سیمای برق می شینن

به قد و قامتت نناز / آهای بلند بی خبر

درختا باز قد می کشن / حتی تو سایه ی تبر

* * * *

ستون آسمون خراش / سایتو ننداز رو سرم

تو شب بی ستاره هم / من از تو آفتابی ترم

دانلود آهنگ ( رضا یزدانی )

ا

شعر

YAHOO ye YABOO!

تیر ۱۹ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در قدیمی | یاهو 360‏ - (۴ دیدگاه)

Email zade boodam be yahoo

too maye haye inke ridin ba in serveraye 360 etoon

javab dadan:felan betamargin sare jatoon, karaye vajeb tar darim!!!

shahedesham in jomle ke “Thank you for your understanding and patience during this transition”

google jan kojayi ke yadet be kheyr!

Entry for July 09, 2008

تیر ۱۸ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (بدون دیدگاه)

پرسیدم : چطوری؟

جواب داد : هنوز از عقل سلیم برخوردارم

پرسیدم : چه می کنی؟

جواب داد : زندگی و زندگی … ا

Entry for July 06, 2008

تیر ۱۶ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۴ دیدگاه)

این نوشته یکی از پست های ترانه علیدوستیه ، مال قبلنه اما الان هوس کردم بذارمش

در رثای واژه

همین حالا نوار قرمز رنگی از زیر صفحه ی تلویزیون رد شد که چنین جمله ای روی آن پر پر می زد :

پیروزی هسته ای ایران مبارک

پیروزی هسته ای… عزیزی در توضیح اینکه واژه هایمان٬ از حوزه ی معنایشان خارج می شوند و فقط و فقط کافی است پیامی را در کوتاهترین واحد زمانی منتقل کنند مثال جالبی می زد. این که روی یکی از این نمایشگرهای روی بزرگراه ها نوشته می شود: همت سنگین .

فعل را که ولش کن. اما این دقیقاْ کدام “همت” است؟ ۱. اراده٬ ۲.شهید همت٬ ۳. بزرگراه

آخر چه چیز این سه می تواند “سنگین” باشد؟؟؟

باز هم ناخواسته یاد آن مریخی ها در کتاب “مرد بی وطن” ونه گات می افتم و ناچارم تخیل کنم پیامی که آنها از این عبارات دریافت می کردند چه می توانست باشد. همان مریخی ها که وقت ترک امریکا به مقصد خانه شان با انگلیسی دست و پا شکسته ای گفتند

What’s all this

About

Golf

And bl0w j0bs?

شرمنده از بی ادبی این مریخی ها. امید است که پیروزی هایتان میوه ای و درختی بشود

!تو ام؟

تیر ۱۶ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (بدون دیدگاه)

اینو آنجلینا جولی گفته! ا

چهره ام به نظر خودم خیلی عجیب است و بیشتر شبیه یک عروسک مسخره و خنده دار هستم

Entry for July 04, 2008

تیر ۱۳ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (یک دیدگاه)

باری ، شادی اگر بود ؛ همه از آن کوچه ها بود و آن روزها … ا

آن وقت ها که هنوز کسی خودکشی نکرده بود. کسی پناهنده نشده بود. کسی کشته نشده بود. کسی دروغ نگفته بود. کسی دزدی نکرده بود. حالا دیگر هرچه پیشتر می رویم ، انگار غم ها شدت می گیرند و نیرومند تر می شوند. انگار منتظرند تا دستهایمان را به نشانه ی تسلیم بالا ببریم. خوب می دانم سرانجام روزی دست هایم را بالا خواهم برد و زانو خواهم زد… ا

و کنکور

تیر ۱۳ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (بدون دیدگاه)

اگر داوطلبی درکنکور پذیرفته نشد ، هیچ تقصیری متوجه او نیست ؛ ا

زیرا ، سال فقط ۳۶۵ روز است ، در حالی که : ا

در سال ۵۲ جمعه داریم ، و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است ؛ ۳۱۳ روز باقی میماند

حداقل ۵۰ روز تعطیلات تابستانی است ، و چون هوا گرم است ، مطالعه ی دقیق مشکل است ، پس ۲۶۳ روز دیگر باقی میماند

در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است ؛ که جمعاً ۱۲۲ روز میشود ، بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند

برای سلامت روح و جسم ، روزانه یک ساعت تفریح لازم است ، که جمعاً ۱۵ روز میشود ؛ پس ۱۲۶ روز باقی میماند

هر روز دو ساعت برای خوردن غذا ( صبحانه ، ناهار ، شام ) لازم است که در کل ۳۰ روز میشود ، پس ۹۶ روز دیگر باقیست

در روز یک ساعت برای گفتگو و تبادل افکار ضروری است ، زیرا انسان موجودی اجتماعیست . این خود ۱۵ روز از کل سال است ، بنابراین ۸۱ روز از سال باقی میماند

روزهای امتحان و حجم بالای دروس مربوطه و خستگی ناشی ار امتحانات ، دستکم ۴۵ روز از سال را به خود اختصاص میدهند ؛ پس ۳۶ روز باقی میماند

تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دستکم ۳۰ روز سال است . مگر میتوان در این اعیاد ، وقت را صرف مطالعه کرد؟! پس ۶ روز باقیست

در سال ، حداقل ۳ روز به بیماری میگذرد ، پس ۳ روز دیگر باقیست

سینما رفتن و سایر امور شخصی هم حداقل ۲ روز از سال را پر میکنند ، پس فقط یک روز باقیست

یک روز باقیمانده هم همان روز تولد شماست ؛ چگونه میتوان در آن روز بخصوص درس خواند؟!! ا

پس داوطلب نمیتواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد !!! ا

Entry for July 02, 2008

تیر ۱۲ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏ - (۳ دیدگاه)

http://i31.tinypic.com/32zqtdt.jpg

این عکس رو از جلوی در یکی از دانشگاهها ( فک کنم شریف ) و موقعی که رفته بودم کارت ورود به جلسه ی کنکورم رو بگیرم
انداختم. سال ۸۶

۸۷/۴/۱۰

تیر ۱۰ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در عکس | یاهو 360‏ - (۳ دیدگاه)

Photo By: Doorbin!
Akkas: khodam

linke akse:
http://i25.tinypic.com/so50gg.jpg

http://i25.tinypic.com/28k4pwm.jpg

آکادمی

تیر ۹ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در قدیمی | یاهو 360‏ - (بدون دیدگاه)

رفتم یه آموزشگاه جهت پرس و جو برای معلم خصوصی گیتار . ا

بعد از اینکه طرف مقداری مخم رو خورد ، پرسیدم استادتون تحصیلات آکادمیک [موسیقی] هم داره؟ ا

جواب داد : بله ایشون خودشون آکادمی هستن! ا

!!! ا

گذاشتم اومدم بیرون … ا

… و درس

تیر ۸ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏ - (۴ دیدگاه)

!وقتی چنتا دانشجو دور هم جمع میشن که درس بخونن

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

خب توضیح این دو عکس آخر اینه که ما میخاستیم درس بخونیما ، اما یه دفعه ای سر از فشم در اوردیم!!! دلیلش؟ خب معلوم دیگه : تهران رستوران قحطی بود ، رفتیم فشم ناهار خوردیم
همین!

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Entry for June 28, 2008

تیر ۸ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در قدیمی | یاهو 360‏ - (یک دیدگاه)

نظر شما چیه؟

http://www.tazad.ir/blog-FJPSQLo.dq.mYuM79RWpn.i_AjwrIzI-?cq=1&p=12
OR
http://www.tazad.ir/blog-FJPSQLo.dq.mYuM79RWpn.i_AjwrIzI-?cq=1&p=12#com…

کامنت من: ا

. نه حق دارم و نه میخام که کوچکترین جسارتی بکنم
اما راستش شاید دیگه از شنیدن اسامی علی (ع) و فاطمه (س) و غیره خسته شدیم ، من که از گریه کردن و تو سر زدن و خسته شدم ایضن
اینروزا که انقدر آدمای تو خالی دیدیم و ازشون شنیدیم که دیگه نگو
من که دیگه دوست و دشمن برام مهم نیست … مهم منش و رفتار و شعور و غیرست برام ، تا اونجا که عقلم قد بده
البته همه ی این حرفا نسبیه
خوشحال میشم نظر شما و دیگران رو بدونم
ممنون